|
کشورهای پیرامونی که امروزه از آنها تحت عنوان کشورهای در حال توسعه یاد میشود، همواره مدرنیته را به عنوان امری که در آینده تحقق پیدا خواهد کرد تجربه میکنند. تجربهی گذار در کشوری مثل ایران به یک موقعیت ایستای پایان ناپذیر تبدیل شده که گویی هرگز پایان نخواهد یافت. مطلوبیت تکنولوژی از سویی هر روز ما را برای کسب آن مشتاقتر میکند و موقعیت توسعه نیافتگی همواره این میل به تکنولوژی و پیشرفت را به سمت کشورهای پیشرفته سوق میدهد. در چنین شرایطی به واسطهی فاصلهی سطح توسعه و پیشرفت در کشوری مثل کشور ما و کشورهای توسعهیافته احساس عقبماندگی به تمام حوزهها و علیالخصوص حوزهای مربوط به تکنولوژی و دانش تسری یافته و فرد ایرانی به خودانگارهای عقب افتاده و ناکارآمد دست مییابد. این احساس عقب افتادگی و ناکارآمدی به شکلهای مختلف متجلی میشود. احساس حضور در موقعیت بحرانی از سویی نخبگان و سرآمدان علمی و فنی یک کشور را بر آن میدارد تا با تمرکز بر کانونهای بحران و مسائل آسیبزا در جهت رفع آنها تلاش کنند. از طرف دیگر موقعیت توسعهنیافتگی منجر میشود تا مردم صرفاً با مصرف کالاها و خدمات خارجی این موقعیت بحرانی را به فراموشی بسپارند. چنین دوگانگیای عملاً امکان فعالیت نخبگان را سلب کرده و زمینه را برای عقب ماندگی هر چه بیشتر کشور فراهم میکند. از خود بیگانگی فرهنگی و اجتماعی به عنوان تجربه تاریخی و مستمر کشورهای در حال گذار ابعاد مختلفی دارد که در اینجا فقط به تأثیرات آن در حوزه مصرف میپردازیم. مصرف به عنوان یک کنش اجتماعی صرفاً به خرید کالاهایی که واجد سودمندی ابزاری هستند محدود نمیشوند. کالایی که مصرف میکنیم به صورت منشأ تمایز ما از دیگران و منعکس کننده هویت فرهنگی عمل میکند. در شرایط عقبماندگی تکنولوژيک و علمی و در موقعیتی که احساس خود کمبینی به شدت در میان افراد درونی شده است، خواه ناخواه تمایل مصرفکنندگان تواناتر که در پی تمایز بیشتر با عموم مردم هستند، به سمت کالاهایی خواهد رفت که امکان تمایز بیشتر آنها را از فضای توسعهنیافتگی فراهم میآورد. چنین وضعیتی منجر به شکلگیری نگرش فرهنگیای میشود که از طرفی به لحاظ تاریخی تأیید و تثبیت شده است، و از طرف دیگر همچنان واجد کارکردهای اجتماعی و فرهنگی است. این نگرش را میتوان تحت عنوان "از خودبیگانگی فرهنگی" صورتبندی کرد. اگر چه در یک نگاه اتمیستی چنین نگرشی واجد کارکردهایی برای حاملان آن است، اما در یک نگاه جامعه گرایانهتر چنین نگرشی ظرفیتهای کشور را برای توسعه نابود کرده و امکان خروج از وضعیت توسعه نیافتگی را سختتر میکند، و هزینههای توسعه را افزایش میدهد. از جمله کارکردهای منفی چنین نگرشی عدم امکان تولید و انباشت دانش در کشور خواهد بود. در شرایط فعلی کالاهای خارجی مبتنی بر دانش خارجی وارد میشوند، و علاوه بر خروج ارز از کشور، این کالاها در بازارهای داخلی مورد آزمون قرار گرفته و در هر مرحله با توجه به آزمونهای انجام شده توسط مصرف کنندگان، معایب کالا به اطلاع تولید کننده رسیده و کالای جدیدتری با معایب کمتر در مرحله بعدی تولید میشود. طی این فرایند تولید کنندهی خارجی به هزینه خریدار و با استفاده از تجربه او به رفع عیب کالای خود و انباشت دانش خویش میپردازد. برای مثال اگر به مطرحترین و مرسوم ترین نرم افزار GIS در بازار جهانی توجه کنیم، به این حقیقت دست مییابیم که شرکت ESRI حدود 25 سال پیش محصولی به نام ARC View3.2 را روانه بازار نمود. تمامی کاربران و متخصصان بیاد دارند که فعالیت با این نرمافزار انواع مشکلات و مسائل را ایجاد میکرد و چه بسیار BUGهایی که استفاده کنندگان با آن برخورد میکردند و به نحوی آن را به اطلاع شرکت مذکور میرساندند. به گفتهی یکی از متخصصان ایرانی که سالها در GIS تجربه دارد، شرکت ESRI با پول، سرمایه و تخصص ما ESRI شد. در حالی که به واسطه عدم اطمینان مصرفکننده به کالای داخلی و شکلگیری از خودبیگانگی فرهنگیای که قبلاً از آن یاد شد، امکان چنین تجربهای از تولید کننده داخلی و پژوهشگران و دانشمندان کشور گرفته میشود. فقدان بازار برای کالای داخلی صرفاً یک ضرر اقتصادی نیست بلکه مانعی اساسی بر سر راه توسعه کشور است که وضعیت همیشگی گذار را تثبیت میکند. علاوه بر تجربه تاریخی و وضعیت فرهنگی، سطح بالای فساد در کشورهای در حال توسعه یکی دیگر از موانعی است که برسر راه دانش و تولید تکنولوژی بومی قرار میگیرد. با توجه به گرایش مصرفکنندگان چه عوام و چه نخبگان، چه دولتی و چه خصوصی، به مصرف کالای خارجی، چرخههای فساد از طرفی مسیر دستیابی به این کالاها را تسهیل میکنند و از طرف دیگر از این سوداگری بهرههای فراوان عاید خویش میسازند. عوایدی مانند سفرهای خارجی و پورسانتهایی که بر اساس ارز خارجی پرداخت میشود. همچنین عواید ناشی از استفاده از رانتهای مرسوم برای ورود کالای خارجی و فروش آن به قیمتهای بسیار بالا یکی دیگر از عواملی است که به تمایل به مصرف کالای خارجی دامنزده و به بر باد دادن منافع ملی، به کسب منفعت شخصی و سوءاستفاده از مکانیزم یاد شده میپردازد. با توجه به مباحث یاد شده به بررسی وضعیت کالاهایی میپردازیم که بر اساس دانش بومی شده و برمبنای نیازهای داخلی کشور تولید میشوند. علیرغم وضعیت توسعه نیافتگی در ایران به واسطه گسترش آموزش عالی و اهمیت یافتن تکنولوژیهای نوین در دهههای اخیر، شاهد شکلگیری کانونهایی در بخش خصوصی هستیم که به تولید کالا و نرمافزارهایی میپردازند که از طرفی دانش پایهی آنها مبنای داخلی داشته و از طرف دیگر فراخور نیازهای داخلی کشور و متناسب با شرایط ایران طراحی شده است. با وجود اینکه چنین کانونهایی توانایی تولید کالاهایی در حد کالاهای خارجی و در پارهای موارد کارآمدتر از آنها را دارند، شرایطی که فبلاً از آن بحث شد به صورت مانعی در برابر حضور این کالاها در بازار مصرف ایران عمل میکند. از طرفی به واسطهی از خودبیگانگی فرهنگیای که در میان ما شکل گرفته بالقوه تمایلی به خرید و مصرف کالای داخلی وجود ندارد. به این ترتیب تولید کنندهی داخلی هم باید به صرف هزینههایی بیشتر برای متقاعد کردن مصرفکننده پرداخته و هم با استفاده از ابزار قیمت و ارائهی کالای خود با قیمتی پایینتر سعی در جلب مصرفکننده و بازار نماید. البته این پایان راه نیست. مانع دیگر بخش دولتی است که به واسطهی دولتی بودن اقتصاد در ایران همواره مهمترین مصرفکنندهی کالاها و خدمات فنی و پایهای بوده است. در این بخش علاوه بر مسائل یاد شده، فساد اداری سازمان یافته به صورت مانع اصلی در برابر کالایی در میآید که بر مبنای دانش بومی شده و نیازهای داخلی طراحی شده است. این وضعیت را میتوان تحت عنوان چرخهی باز دارندهی تولید دانش و تکنولوژی در شرایط توسعه نیافتگی مطرح کرد. آیا باید در برابر چنین چرخهای تسلیم شد؟ تا کی باید در انتظار گذار به توسعه یافتگی نشست؟ آیا زمان آن نرسیده است که پس از قریب به صد سال تلاش برای دست یافتن به توسعه و پیشرفت به تغییر رویدادهایی بپردازیم که حرکت به سمت توسعه یافتگی را کندتر و کندتر کرده و به شکل غیر قابل کنترلی به قربانی کردن منافع ملی در برابر منافع شخصی و محفلی افراد و گروههای خاص منجر میشود؟ تا چه زمانی بازارهای داخلی ما باید به عنوان آزمایشگاههای شرکتهای خارجی عمل کنند؟ وضعیت عدم باور به نخبگان داخلی و احساس خود کم بینیای که به شیفتگی به کالای خارجی صرف نظر از کارایی و قیمت آن منجر شده است تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند؟ علی رغم مسائل و مشکلات فراوان یاد شده، نرمافزار سراج در مدت هفده سال مستمر با اتکا به متخصصان داخلی و با در نظر گرفتن نیازهای کشور در حوزه GIS تولید گردیده است. تلاشهای این نخبگان علیرغم موانع یاد شده منجر به تولید یکی از منحصر بفرد ترین نرمافزارهای GIS که بانک اطلاعاتی در درون خود را پشتیبانی مینماید شده است. در گزارشی پژوهشی که در صفحات بعد آمده است، به معرفی این نرمافزار و مقایسهی آن با نرمافزارهای تولید شده در بازار جهانی پرداخته شده است. شرکت شیوهنرمافزار افتخار ارایهی این نرمافزار را دارد. شکلگیری این شرکت و تلاشهای آن مبتنی بر این باور بوده که علیرغم شرایط توسعهنیافتگی و موانع پیش روی تولید تکنولوژی و کالای داخلی و عدم وجود شرایط مساوی داخلی برای رقابت سالم تولیدات داخلی و خارجی، میتوان با اتکا به دانش متخصصان بومی بر موانع سخت افزاری، فرهنگی و سیاسی پیش روی غلبه کرد. امیدواریم که این تجربه بتواند سرمشقی برای همه کسانی باشد که خواستار تولید تکنولوژی و بومی کردن مبتنی بر نیازهای داخلی و نهایتاً عبور از این گذر و دست یافتن به توسعه کشور هستند. |